تبليغاتX
ايران در قرن 21




















ايران در قرن 21

ای کبوتران نامه بر برای آنان که در انتظار آمدن من نبوده اند پیغامی ببرید و

بگویید که من برای چیدن گل های یاس، بریدن ریشه ها و بی آشیان کردن ها

 نیامده ام. زمانی که ستارگان در آسمان، نور خود را نمی یافتند و در ظلمت

ستم ها صدای ناله مادرانه به گوش بی مهران عالم نمی رسید، فرشتگان

 در بدرقه ی من جشن مهرگان گرفته بودند و پایکوبان و رقصان از همه ی

 افلاک گذشتند و از پر برکت شدن عرش تا فرش خبر دادند و هدیه ای

آسمانی برای شما آوردند تا در میان شما بزید و از آنچه شما می خورید

 بخورد و از آنچه شما می پوشید بپوشد تا محبت را به شما بیاموزد. بگویید

 در روز تولد من هر ساله در سرور و شادمانی خوش بگذرانید و خوش رسم

فرشتگان را به جا آورید و بدانید که روز بزرگ مهرگان را خداوند زمین و آسمان

 برای شما قرار داده تا در آن به هم مهر دارید. با آرزوی هزاران سال خوشی

 برای شما....

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 17:1 توسط ساکت| |

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

                                                               اصلا" به تو افتاده مسیرم که بمیرم

 

یک قطره آبم که در اندیشه دریا

 

                                                               افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

 

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

 

                                                             یا تنگ در اغوش بگیرم که بمیرم

 

این کوزه ترک خورد ! چه جای نگرانی است

 

                                                                من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

 

خاموش مکن آتش افروخته ام را

 

                                                               بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 3:16 توسط ساکت| |

   ياد دوران قبل از انتخابات افتادم و خيلي سريع خاطرات آن روزها را براي خودم مرور كردم. در آن مدت يكي دو ماهي كه بازار انتخابات و جذب مشتري براي كانديداهاي مختلف شديدا داغ بود، من هيچ گاه طرف داري از كانديداي خاص يا حزب خاصي نكردم، هربار كه به شخص يا اشخاصي مي رسيدم كه از كانديداي مورد علاقه ي خود طرفداري مي كردند و تبليغ، هيچ گاه در مقابلشان نمي ايستادم البته همراهيشان هم نمي كردم. البته بعضي از دوستان كه لطف سرشارشان نسيبم مي شد لقب لمپنيسم هم به من مي دادند اما من مي گفتم كه مي خواهم مورا از ماست بيرون بكشم بعد مي گفتند خيلي خب از يكي از اين چهار نفر خوشت بياد و ديگر در مقابل سه تاي ديگر بايست و از كانديداي مورد علاقه ات حمايت كن. در جوابشان مي گفتم كه لازم نيست همه خودشان را جر بدهند بلكه براي مداواي اين جر دادن ها افرادي لازم اند كه همه را باهم برادر و دوست و رفيق كنند و همه را حول يك دايره بنشانند. همين اتفاق بعد از انتخابات هم افتاد. وقتي كه من بعد از انتخابات به شرايط كشور اعتراض مي كردم و گاهي هم در تجمعات اعتراض آميز مردمي شركت مي كردم دوستان و اطرافيانم، كه بعضي طرفدار اين كانديدا بعضي طرفدار آن يكي بعضي آن يكي ديگر و بعضي هم آن يكي ديگرتر بودند، از من سوال مي كردند كه تو به طرفداري از چه جناحي به خيابان آمده اي؟، يا تو طرفدار كدام يكي هستي؟  من فقط جواب مي دادم كه امروز بايد با هر چه كه در دست داريم اعتراضمان را نشان دهيم امروز زمان بحث و جدل بر سر كانديداها و احزاب نيست امروز يك فاجعه از نوع فجايع جهاني رخ داده است همين.

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:31 توسط ساکت| |

ايران -

 تهران بیا بریم شهر

 کدوم شهر؟ 

 همون شهری که خُل بسیار داره -

آی بله! 

 گشتِ ارشاد به من هم کار داره 

 آی بله!

 حرفِ زورش را ببین       جاده‌ی دورش را ببین    هاله‌ی نورش را ببین 

 عمو محمود مگر آزار داره

 آی بله

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 17:33 توسط ساکت| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 18:18 توسط ساکت| |

    بعد از گذشت دوماه از انتخابات دهمين رياست جمهوري در حالي كه وضع خيابان هاي تهران و بقيه ي

 شهرهاي كشور به حالت عادي بازگشته است و ديگر از درگيري هاي خياباني و راهپيمايي هاي مدني

 مردم خبري نيست جدال قدرت به تلويزيون و روزنامه ها كشيده شده است . قشري از مردم به روزنامه

 هاي مختلفي سرك مي كشند و بعد از خواندن مقاله ها و مطالبي كه در روزنامه هاي مختلف از يك

 واقعه نوشته شده اند همه ي روزنامه هايي كه خريده اند را مچاله مي كنند و راهي سطل زباله مي

 كنند. اما قشر ديگري كه حال و حوصله ي روزنامه خواندن ندارند يا پولشان نمي رسد كه بخرند يا

 سوادش را ندارند به تلويزيون بسنده مي كنند كه البته به نظر من هم بهترين كار را مي كنند، به چند

 دليل: يك اينكه ديگر سردرگم نمي شوند كه كداميك راست مي گويد. دو اينكه بعد از وقايع بعد از

 انتخابات آقاي ضرغامي متوجه شدند كه نشاطي كه از جامعه رخت بسته است را فقط مي توان با

 افسانه ي جومونگ  و سريال شمس العماره و مجموعه ي مسافران برگرداند كه كارشناسان زيادي به

 وي نامه نوشتند كه اين ها روي هم كم است اوشان هم قول دادند كه به كامران نجف زاده ماموريت مي

 دهند تا با برنامه ي شيرين و جذاب و ديدني بيست و نيم بي نشاطي را ضربه فني كند ولي

 كارشناسان كه از وي پتانسيل كارهاي بزرگ تر از اين را مي ديدند اعتراض كردند و اوشان هم سريع

 گفت راستي دكتر قول داده كه يك  برنامه ي جديد در حال ساخته و اسمشم خود دكتر گذاشته سريال

 بگذار خودم اعتراف كنم كه هر چند روز يكبار به جاي همه ي برنامه هاي از قبل اعلام شده پخش مي

 شود و ده برابر همه ي آنها جذابيت دارد. كارشناسان هم از اين خبر فوق سري به وجد آمده بودند رفتند

 خانه هايشان و ديگر هم به چيزهاي به اين خوبي تلويزيون الكي اعتراض نكردند.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 14:47 توسط ساکت| |

بسمه تعالی

شورای محترم نگهبان

سلام علیکم،

بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.

بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:

الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری

ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا

ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا

د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا

به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):

1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.

2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.

3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:

  • خرید رأی از طریق توزیع سود سهام عدالت و پرداختهای نقدی به خانواده های تحت پوشش نهادهای حمایتی و روستائیان و عشایر و نظایر آن.
  • تهدید و تطمیع در امر انتخابات از طریق افراد وابسته به دولت و پرداخت وجوه نقد به اعضای شوراهای اسلامی و افراد ذی نفوذ و ...
  • عدم اطمینان از خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر و نیز گم شدن یا خارج شدن تعرفه ها و صندوقها از شعب اخذ رأی با توجه به عدم حضور ناظران و گزارشهای واصله.
  • عدم اخذ رأی از بخش قابل توجهی از واجدین شرایط با محدود کردن زمان اخذ رأی و تخلفات متعدد در روز رأی گیری از قبیل مدیریت تعرفه ها و ایجاد کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی.
  • تقلب در رأی گیری که علیرغم چاپ بیش از 12 میلیون تعرفه اضافی و نیز چاپ حدود 2.5 میلیون ( و به قولی بیشتر ) تعرفه جدید بدون شماره سریال با مجوز یکی از اعضای شورای نگهبان در روز قبل از رأی گیری، کمبود تعرفه در حوزه های اخذ رأی را شاهد بودیم و بدون تردید با کنترل ته برگ های تعرفه ها با بانک اطلاعات ثبت احوال حجم عظیم آن قابل اثبات است و نیز تخلفات شمارش و تجمیع آرا.
  • توصیه به رأی دادن به نامزد مشخص توسط اعضای شعبه و ناظران و اساساً شکل گیری بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی و ناظران شورای نگهبان از میان هواداران نامزد حاکم.
  • ایجاد رعب و وحشت برای رأی دهندگان و هواداران آنها در یک هفته منتهی به روز اخذ رأی و حمله به ستادها و هواداران در تجمعات قانونی تبلیغاتی در مناطق مختلف کشور.
  • ایجاد محدودیت های متعدد برای نمایندگان ناظر ستادهای نامزدها برای حضور در جلسات هیأت های اجرایی، مراکز شمارش و تجمیع آرا و بخش قابل توجهی از شعب اخذ رأی.
  • قطع سرویس پیام کوتاه در روز رأی گیری به عنوان ابزار پیش بینی شده برای نظارت بر شعب اخذ رأی و انعکاس تخلفات از سوی ناظرین ستادهای اینجانب جهت پیگیری قانونی و قطع تلفنهای همراه و ثابت کمیته صیانت از آرا در زمان تجمیع و اعلام نتایج.

4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )

5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.

6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.

7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.

که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است. 

از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.

لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.

 میرحسین موسوی

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 15:56 توسط ساکت| |

شنبه 23ام خرداد بود. تا رسيدم دانشگاه دوستم گفت امتحان امروز به تعويق افتاده. يه كم كه خوشحالي كرديم از او پرسيدم از نتايج انتخابات با خبري؟ نمي دانستم كه نبايد اين سوال را از او بپرسم. پرسيدن من همانا و گريه كردنش همانا. زد زير گريه و با دست اشاره اي كرد. برايم عجيب نبود. حدسش را مي زدم. بعد كم كم بقيه ي بچه ها آمدند. با هر كسي كه حرف مي زدم خيلي ناراحت بود و سردرگم. جالب اين جا بود كه همه ي بچه ها از ديشب نشسته بودند پاي ماهواره و شبكه ي خبر و اينترنت، و لحظه به لحظه اخبار را دنبال كرده بودند. اما من تخت خوابيده بودم. الآن مي دانم چرا. چون خيلي خوشبين بودم كه بالاخره ميزان راي ملت است. بعدازظهر دوسان ديگر هم آمدند و چند ساعتي در ترياي دانشگاه بخ كرده بوديم و نشسته بوديم.بچه ها هي زنگ مي زدند و ما هم به ديگران زنگ مي زديم تا اطلاعاتي درمورد اعتراض هاي كانديداها و هوادارانشان بگيريم. شنيديم كه در خيابان ولي عصر و هفت تير و اين حوالي مردم به شدت به خيابان ها آمده اند و پليس و لباس شخصي ها هم همين طور. چندتا از بچه ها هم به اين تجمعات رفته بودند و از ديده ها و شنيده ها شان تعريف مي كردند و از شنيدن اين كه چه ها مي كنند دهان ما باز مانده بود. من به يكي از دوستانم اصرار كردم كه بيا ماهم به يك تجمعي برويم يا حداقل ببينيم كه چه خبر است. خيلي جالب بود. به خيابان مطهري رفتيم. نا رسيديم يك اتوبوس شعله ور تقريبا صدمتر دروتر از خودمان را ديديم. من و هم سن وسال هايم تا حالا چنين صحناي را فقط در فيلم هاي خارجي با افكت هاي تصويري حرفه اي ديده ايم و برايمان تازگي دارد و اصلا واقعي بودنشان را نمي توانيم درك كنيم. من داشتم با تلفن به يكي از دوستانم ديده هايم را لحظه به لحظه مي گفتم. آن طرف خيابان مردم از زن و مرد را مي ديديم كه شعار مي دادند و دليرانه در برابر نيروي انتظامي ايستاده بودند. من از ديدنشان فقط شوكه شده بودم كه چطور شجاعتشان را تمجيد كنم. در همين حين يك عده نيروي ضد شورش موتور سوار وارد صحنه شدند. مردم كه اصلا انتظار حضور آنها را نداشتند با حمله ي نيرو به مردم ،مردم با پرتاب سنگ آنها را به عقب راندند. بعد از چند دقيقه چهل پنجاه تا موتور سوار وارد چهارراه شدند كه پرچم ايران داشتند و خيلي هم ريشو نبودند. من و دوستم و چند زن و مرد كه اين طرف چهارراه ايستاده بوديم و فقط در سكوت نظاره گر بوديم با آمدن اين موتور سوارها دلگرم شديم كه اين ها هم مردم اند و ديگر پليس به ما كه ساكت ايستاديم حمله ور نخواهد شد. من با ديدن آنها حدس زدم كه بسيجي هستند و به دوستم گفتم كه بيا كمي دور شويم و از خيابان بالا وارد چهاراه شويم. اما دوستم اصرار كرد كه بمانيم. در همين كش مكش ما،يك آن ديدم گه پياده رو در محاصره ي افرادي است كه دستشان شلنگ و چماغ و شاخه هاي درخت و دست بعضيشان هم لوله آب بود. همه يك صدا فرياد مي زدند كه بدو. من دچار تشويش شدم. همه مثل من بودند. راه فراري نيافتم. همه كه داشتند از يك طرف فرار مي كردند من از طرف مقابل خواستم فرار كنم كه شروع كردند مرا با لوله آب زدند. من هم به طرفي كه بقيه دويدند شروع به دويدن كردم. ديدم كه دوستم را حلقه كرده اند و مي زنند. به دوستم رسيدم. يكي از همان لباس شخصي ها كه دستش شلنگ بود محكم به فكم كوبيد و و من كمي تعادلم را از دست دادم. اما هنوز مي دويدم. يك نفر ديگر با يك چيز سختي محكم به زانوي چپم كوبيد و من خيلي محكم پرت شدم و زانوي پام حسابي زخم شد و شروع كرد به خون آمدن. كوله پشتي ام روي دوشم بود. اما آنهم نمي دانم كشيدند يا چه اتفاقي افتاد كه پاره شد و ديگر روي پشتم نبود.چند نفري كه ريختند روي من و هر كس از هرجا كه مي توانست با هرچه كه در دست داشت به بدن من مي كوبيد. حتي دوتا از آ»ها به سرم كوبيدند كه من با خوردن آن دو ضربه،كلي تلاش كرده بودم كه بلند شوم دوباره افتادم روي زمين. آنقدر احساس تنهايي كردم كه اميدم را به كلي از دست دادم. نمي دانم جرمم چه بود. البته اگر جرمم فقط نگاه كردن باشد نمي دانم در كدام دادگاه محكوم شدم،اما ميدانم كه حكم(حكم اسلامي)بر من جاري شد. در همين حين كه اضطراب و درد ناشي از ضربات حساب نشده تمام سيستم عصبي ام را مختل كرده بود يك مرد با فرياد ولش كنيد ولش كنيد من را از زمين بلند كرد. تا بلند شدم كيفم را محكم گرفتم و نگاه عصبي به وي كردم. خيلي عصبي فرياد مي زدم كه من با كسي نيستم و بگذاريد بروم. همان مرد كه مرا از زمين بلند كرده بود مرا محكم مي خواست در كنار خود نگه دارد كه من ترسيدم كه نكند مامور است و ميخواهد مرا با خود ببرد. دستش را پس زدم. خواستم دوباره بروم كه در كنارم به راه افتاد و فرياد ميزد با اون كاري نداشته باشيد. چند قدمي كه رفتيم يك نفر كه ريش بلندي داشت با يك شاخه درخت كه سرش چيز عجيب مكعب مستطيل شكلي شبيه آجر بسته بود جلوم ظاهر شد و برد بالا كه محكم بكوبد. كه نزد و بازهم آن مرد كمكم كرد. خواستم بروم كه يكي از همان ها حركتي انجام داد كه تاحالا كسي انجام نداده بود و به اندازه ي تمام كتك هايي كه خورده بودم درد آور بود. وي با يك فحش ركيك لگدي به باسنم زد كه به من خيلي برخورد....

امروز بيش از يك هفته از 23 خرداد مي گذرد و مي دانم كه خيلي ها مانند من كتك خورده اند اما صبر و استقامت و دادن هزينه براي يك تحول بزرگ ضروري است. در اين هفته كه گذشت چه خون ها كه بر زمين ريخت. چه سرو دست ها كه شكست. چه مادرهايي كه داغدار شدند. چه زن ها كه بيوه شدند. چه زن ها كه پا به پاي مردان استقامت كردند و تاپاي شهادت هم پيش رفتند. من واقعا متاسفم از اين اتفاقاتي كه با تصاعد حسابي بر آتش خشم مردم افزود و با تصاعد هندسي بر فشار نيروها...

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:56 توسط ساکت| |

جايگاه آقاي خامنه اي در بين مردم ،(البته قشر بسيجي و سازماني)جايگاه ويژه اي است. وي كه از زمان رهبري تا حالا به صورت نا محسوس توانسته جايگاه امام خميني را پيدا كند،امروز به عنوان رهبر محرك در محافل سياسي شناخته مي شود. سخنراني هاي وي كه به فنون بيان بسيار قوي ادا مي شود،هر بار بسياري از معضل هاي سياسي روز را از بين برده است. سخنراني نماز جمعه ي وي كه به همين مناسبت برپا شد،قصد خاموش كردن اعتراض هاي مردمي را داشت و از ابتدا با تيزهوشي خاصي اين هدف را دنبال مي كرد. در خطبه ي اول كه خطبه ي عبادي است در مورد ذكر و ياد خدا ايراد شد. وي با اين كار خواست كه همه ي افراد علي الخصوص سياسيون را به فكر وادارد،البته بيشتر مخاطب را دچار عذاب وجدان مي كند. در خطبه ي دوم كه محوريت بحث پيرامون انتخابات و اتفاقات بعد از آن ايراد شد،از سه قسمت اصلي خطاب به مردم و خطاب به كانديداها و خطاب به دولتمردان خارجي تشكيل مي شد. در قسمت اول كه خيلي مهم بود ،طوري بيان مي شد كه انگار مردم با تحريك هاي احساسي از طرف كانديداها اعتراض كرده اند. ابتدا كه با تملق از مردم شروع شد. مخصوصا جملات :"من اهل تملق و مبالغه كردن از افراد نيستم. اما حضور بالاي مردم در پاي صندوق ها را هر چه مبالغه كنم و قدرداني زياد نيست." اين كار وي باعث مي شود كه مردم از فكر اعتراض خارج شوند و به همين كه حدود 85درصد از واجدين در انتخابات شركت كرده اند كافي است. وي با گفتن اينكه اصل پيروزي با مردم است كه در تاريخ ثبت شد چنين حضوري كه در دنيا كم نظير است. وي اعتراض ها را كاري عبث مي نامد و هزينه كردن درآن را غلط مي داند. در بخش خطاب به كانديداها كه تكان دهنده بود بيش از همه انسان را جريحه دار مي كند. ابتدا به بحث مناظرات بين كانديداها پرداخت و از گفتن حرف هايي كه از طرف احمدي نژاد و ديگر كانديداها زده شد ابراز ناراحتي كرد. وي دولت نهم را دولت با حجم وسيع خدمات ناميد و از انتقادهايي كه از طرف كانديداها به وي مي شد ناخرسند بود. البته وي گفت چرا به وي تهمت دروغ گو و رمال و خرافاتي مي زنيد؟ در جواب اين حرف همان آمارهاي صحيح كه موسوي و رضايي نشان دادند كاي است. در مورد خرافاتي بودنش هم هاله ي نور جواب روشني است. البته در بسياري از موارد از زبان احمدي نژاد شنيده شده است كه امام زمان ايران راهدايت مي كند. سه برداشت از اين حرف ها مي شود داشت:1.آقاي خامنه اي همان امام زمان است كه اين برداشت كمي طنز است و تقريبا جايگاهي ندارد. 2.بالواقع با امام زمان در رابطه است و حقيقت را مي گويد. 3.خرافاتي است. با حرف هايي كه آقاي خامنه اي مي زند و تقريبا قرينه اي براي حرف هاي احمدي نژاد است نشان از آن دارد كه يا هر دو با امام زمان در ارتباط اند كه البته كمي دور از واقع است و يا هر دو خرافاتي اند يا اين يك برنامه ي دقيق سياسي براي سوءاستفاده از باورهاي مذهبي مردم است كه با اين كار مهر تائيدي بر جمهوري اسلامي از طرف مردم مي زنند. البته مجال بحث پيرامون اين مبحث نيست. بعد گفتند كه اين خدمات سي ساله ناديده گرفته شده است. يك سرزنش سطحي به احمدي نژاد زدند كه چرا قبل از اينكه جرم كسي از كانال هاي قانوني دنبال شود در رسانه ها مطرح مي شود،البته اين كه كساني از اطرافيان سياسيون كشور احتمالا در فساد اقتصادي گرفتارند به خود افراد ربطي ندارد.البته جاي گله است كه امروز 29ام خرداد،يك هفته بعد از انتخابات و اين همه كشت و كشتار اين حرف ها زده شود. تعاريف وي از آقاي هاشمي طوري به نظر مي رسد كه آقاي خامنه اي هم با حرف هاي احمدي نژاد در مورد فساد مالي هم عقيده است ولي بايد با شدت كمتري بيان شود. تعاريف وي از هاشمي مارا ياد سال 76مي اندازد كه شوراي رهبري مطرح شده بود. سپس تعاريف از خدمات ناطق نوري شروع شد و كاملا معلوم بود كه به خاطر مصلحت دولت ايراد مي شود. وي گفت كه من هر 4 كانديدا را مي شناسم و با روحيات و اخلاقياتشان آشنا هستم. برنامه هايشان را مي دانم و از كاركردشان از نزديك آشنا هستم. البته با همه ي برنامه هايشان موافق نيستم كه لبته اين ذهنيت متصور مي شود كه انگار موافقت وي از برنامه هاي كانديدايي اصل مهمي است كه بايد گفت ميزان راي ملت است. ملتي كه به كانديدايي راي مي دهند برنامه هاي وي را مي پسندند و موافق هستند. وي در ادامه گفت كه آقاي هاشمي و احمدي نژاد از همان ابتداي رياست وي در اجراي برنامه ها و توزيع عدالت با هم اختلاف نظر داشتند و من بايد بگويم كه نظر آقاي رئيس جمهور به انقلاب نزديك تر و درست تر است. اين بخش مهم ترين سخنان وي در تائيد احمدي نژاد بود. وي در مورد اعتراض هاي خياباني گفت كه من زير بار كار غير قانوني نيستم و اگر با اردو كشي هاي كانديداهاي دو طرف بخواهم تصميمي بگيرم هرگز چنين نخواهم كرد. وي گفت مسوليت كشته شدن اين چند نفري كه از اقشار مختلف مردم به خصوص بسيج كشته شده اند با كانديداهايي است كه مردم را به خيابان مي كشند. البته وي نگفت كه از روز شنبه كه مردم فقط در اعتراض به مشكوك بودن نتايج انتخابات به خيابان ها آمده اند چطور رفتار مي شود و بسيجي ها به چه حقي به خيابان ها آمده اند؟آيا مسوليت نظامي دارند؟اگر دارند چرا شخص شما به آنها چنين اجازه اي داده ايد؟آيا نيروي انتظامي و گارد ضد شورش سپاه و ارتش كافي نبود؟

در بخش سوم خطاب به دولتمردان خارجي حرف هايي زد كه البته خالي از اهمي نيستند. وي در مورد خبرگزاري هاي بيگانه كه اين روزها پوشش خبري مي دهند گفت كه قصد شوم نابودي جمهوري اسلامي را دارند. صحبت هايي كه دولتمردان آمريكائي در مورد ايران گفته اند نشان از آن دارد كه در ايران در حال شكل گيري يك انقلاب مخملي است. البته خب اگر نخواهيم بد بينانه به قضيه نگاه كنيم،يك اتفاق بزرگي در ايران در حال رخ دادن است. اتفاقي كه از عواقب آن كم رنگ تر شدن رهبري و نقش وي در تصميمات عامه ي مردم است. اين اتفاق چنان بزرگ است كه اگر آتش آن كنترل نشود مي تواند نظام جمهوري اسلامي را به جمهوري يا هر نوع ديگر نظام تبديل كند.

در پايان بايد گفت كه نماز جمعه ي امروز تنفيذ حكم رياست جمهوري احمدي نژاد براي 4سال آينده ايران بود.

  

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 16:33 توسط ساکت| |

تو اين روزها كه هر كسي از بد بودن و داشتن عواقب بد راهپيمايي هاي اعتراض آميز به نتايج انتخابات رياست جمهوري حرف مي زند ، مي گويدكه اين راهپيمايي ها به تضعيف كشور منجر مي شود و دشمنان خارجي را به طمع مي اندازد كه  بيايند و كشور را تسخير كنند. جالب اين جاست كه اين تحليل را هم از زبان تحليل گران داخلي مي شنويم و هم از تحليل گران خارجي. در اين چند روز اخير من به نتيجه ي عكس اين تحليل رسيدم. راهپيمايي هايي كه در چند نقطه ي تهران صورت گرفته است كه در اعتراض به نتيجه ي انتخابات است و آن هم نتيجه اي كه غلط بودن و تقلب در آن به همين سادگي ها قابل فهم نيست و احتياج به اطلاعات به روز و هشياري و آگاهي بالاست. اين حركت ميليوني مردم نشان از آن دارد كه مردم به صورت عمومي دلسوز ايران هستند و تا پاي جان حاضرند تا ايران را به دست خائنين ندهند، چه رسد اجانب  و دشمناني كه حضورشان را در كشورهاي همسايه مانند عراق و افغانستان ديده ايم و شنيده ايم. به نظر من اين حرف ها و تحليل هاي ساده و سطحي از زبان افرادي زده مي شود كه يا داراي فهم بالا نيستند يا به واسطه ي به روي كار آمدن دولت تقلبي سود و منافعي مي برند.

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:9 توسط ساکت| |


Design By : Night Skin